كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
115
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
دريافت نكردم مگر آنكه تصور كردم بخشى از روحم از من جدا شد . » 33 كار او دردناك بود . مىگويد : « بعضى مواقع جملات را كاملا واضح مىشنوم ، درست مانند آنكه كسى براى من صحبت مىكند ، اما گاهى براى درك آنها به دلدرد شديد مبتلا مىشوم ، زمانى كه دلدردم تمام شد مىفهمم كه پيام را درك كردهام . « 1 » » 34 بنابراين ، مىبينيم كه او براى يافتن پاسخ مشكلات به عمق وجود خود مراجعه مىنمايد ، درست مانند شاعرى كه از درون خود شعر را بافته و در فضا رها مىسازد . قرآن به او هشدار مىدهد : به جملات بدون معنى ( كه بايد تفسير گردند ) با نگاه مثبت بنگر ، و هيچگاه براى بيان آيات قبل از تمام شدن وحى عجله مكن : 35 زبان خود را به بازخوانى وحى مجنبان تا بدان شتاب كنى ، همانا فراهمآوردن و خواندن آن برماست . پس چون آن را بخوانيم خواندش را پيروى كن ، آنگاه بيان آن بر ماست . 35 اين اصوات مقدس مسلما بهطور مستقيم از آسمان صادر نمىگرديدند ، خداوند موجود قابل توصيفى كه اينچنين پيام خود را در عالم خارج ارسال دارد نمىتواند باشد . پيامبر بايد از درون خود اين پيامها را دريافت مىداشته است . « 2 » بعدها صوفيان و عرفاى مسلمان ، اين پيام را به عنوان حضور خداوند در بطن موجوديت ما انسانها تفسير نمودند . بعضى از آنان پيام الهى را بدين صورت مىشنيدند : خدائى به جز خود شما وجود ندارد . بههرحال ، كسى به درستى نمىداند كه محمد ( ص ) در دوران شروع وحى چه مقدار وحى دريافت نموده است . ولى مىدانيم كه خديجه و ورقه بن نوفل كاملا در مورد اين وحىها سكوت اختيار نمودند . بعضى از غربيان سعى نمودهاند كه محمد ( ص ) را يك فرد خودنما و جاهطلب نشان دهند اما وقايع بعدى اين افكار را ردّ مىكنند . پس از دريافت چندين وحى ، براى حدود دو سال وحى برمحمد ( ص )
--> ( 1 ) - اينگونه تفاسير سند صحيحى ندارند . ( 2 ) - خداوند موجود قابل توصيفى نيست ، ولى قابل توصيف نبودن ربطى به عدم ارسال پيام ندارد و بلكه خداوند بر تمامى انبياء خود وحى فرستاده و آنها را هدايت كرده است و امورى را كه موجب سعادت و راهنمائى مردم بوده به رسول خود ابلاغ نموده است .